خرید بک لینک
Openminder بر وزن Oppenheimer پست ۳۳ شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۴۰۵ | 0:6 | Openmind - کتاب "آچار علم" هم تموم شدیه کتابی رو توی فیدیبو آغاز کردم "راز جذب پول در ایران" گفتم بدون قضاوت یه دور بخونمشمامان بابا ديروز دعوا کردن و بچم حمید ناامن شدیوقتایی دقت کردم حواسم نیست و دندونامو بهم فشار میدمراستی دارم خمیر دندون ضدحساسیت میزنم و دیگه دندونم حین خوردن شکلات تیر نمیکشه (البته که دیگه خیلیم شکلات نمیخورم)تصمیم گرفتم یه روز ماساژ بگیرمزمان آینده هم دوباره زنگ میزنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: تاريخ: يکشنبه 8 شهريور 1405 ساعت: 20:15

Openminder بر وزن Oppenheimer پست ۳۴ شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۴۰۵ | 21:58 | Openmind - صد خط نوشته بودم بخاطر قطعی و وصلی فیلتر شکن پرید:/یه کتاب دیگه شروع کار کردم به اسم "مغز" از مایکل اوشیدر زمان حاضر اولین جلسه ماساژمم رفتم، به قول دیروزم عمل کردم، امروز صبح زنگ زدم واسه ماساژ، واسه امشب بهم وقت داد و منم رفتم، تجربه جالب و آرام بخشی بود، بعدش خیلی آرومتر راه میرفتم و دنیا آروم شده بودرفته بودم اترس، یه ساعت ماساژ مشتی ریلکسی، با اینکه خوب بود ولی شاید یه ماادامه مطلب

برچسب: نویسنده: تاريخ: يکشنبه 8 شهريور 1405 ساعت: 20:15

دیروز خردکن و میز اتو هم سفارشیم ماکروویو نشد بخرم، خیلی توی تصمیم گیری وسواس دارم و نمیتونم تنهایی تصمیم بگیرم و این خیلی بده دارم سعی میکنم روزهام رو با حس خوب بیشتری بگذرونم، دقت کردم من هرچی لازم باشه واسه خوشبختی دارم ولی چرا خوشبخت نیستم؟ شاید چون بلد نیستم کتاب "حقایق سرد و سخت درباره کسب و کار، پول و زندگی" رو آغاز کردم ولی تا اینجا ازش خیلی راضی نیستم

برچسب: نویسنده: تاريخ: يکشنبه 8 شهريور 1405 ساعت: 20:15

Openminder بر وزن Oppenheimer پست ۳۶ چهارشنبه چهارم شهریور ۱۴۰۵ | 14:34 | Openmind - دارم دوباره توی بورس عرضه اولیه ها رو میخرم، که بلند مدت نگه دارم، یکی از نمادهایی که از سال ۹۷ یا ۹۸ سفارشه بودم تا الان ۱۰ برابر شده! تازه اون عرضه اولیه هم نبودیکم دانش فاندامنتالم بهتر بشه شاید علاوه بر عرضه اولیه، نمادهای ديگه هم که پتانسیل رشد خوبی دارن بخرمفعلا اتفاق هیجان انگیز دیگه ای توی زندگیم نمیوفته، بقیش چالشه با همسر و بحثای جهیزیهفرندز هم دارم نگاه میکنم، آخرای فادامه مطلب

برچسب: نویسنده: تاريخ: يکشنبه 8 شهريور 1405 ساعت: 20:15

سلااام بسسه هااا (بچه هااا) کتاب کوین اولری رو تموم کردم، خیلی خوب نبود، الان کتاب استیون هاوکینگ رو آغاز کردم؛ پاسخ های کوتاه به پرسش های اساسی فرندز رو هم دارم میبینم، فصل ۲ ام، دوسش دارم دیروز ۵۰ هزارتومن شاخص s&p500 سفارشم:) فک کنم محتویاتم داره خیلی غیرجذاب میشه واسه بقیه، فقط حکم دفترچه خاطرات رو داره برام شاید یه وبلاگ دیگه بعدا زدم و بیشتر واسه بقیه محتوا گذاشتم

برچسب: نویسنده: تاريخ: يکشنبه 8 شهريور 1405 ساعت: 20:15

پست 23 (کتاب هنر پول خرج کردن)
یکشنبه چهارم مرداد ۱۴۰۵ | 8:57 | Openmind -

بچه های یه کتاب تازگی خوندم از نویسنده کتاب روانشناسی پول

به اسم "هنر پول خرج کردن"

خیلی خوب بود، خیلی دید میداد بهتون ازینکه پولدار بودن چجوریه و چرا خیلی از پولدارها خوشحال نیستن؟ و چجوری میشه مثل اونا نبود

خلاصه خیلی توصیه ش میکنم

برچسب: نویسنده: تاريخ: پنجشنبه 22 مرداد 1405 ساعت: 15:08

پست 24
یکشنبه چهارم مرداد ۱۴۰۵ | 9:41 | Openmind -

مامانم یه وقتایی خیلی میره رو مخم

انقد که دعا دعا میکنم زودتر برم خونه ی خودم و دیگه به این زودی ها نیام پیشش

پ.ن. این دقیقا روشیه که خودش هم با مامانش برخورد میکنه

ادیت: امروز دیگه دربارش اینجوری فک نمیکنم، دیروز یکم عصبانی بودم، و بعدش رفتم باهاش صحبت کردم، اون حرفمو جدی نگیرین بازم دوسش دارم

برچسب: نویسنده: تاريخ: پنجشنبه 22 مرداد 1405 ساعت: 15:08

پست 25 دوشنبه پنجم مرداد ۱۴۰۵ | 13:34 | Openmind - دیروز بچه ها رفتم تراپی، بعدش کلاس دوتار (استاد هم خیلی راضی بود ازم منم اکلیلی:* )آخرشب هم که همسرم خواب بود، من بی خوابی زده بود به سرم و نشستم هوش مصنوعی نوشتم:)البته خیلی ابتداییهولی خب یه کارایی کردمدر واقع با کمک خود هوش مصنوعی یه هوش مصنوعی نوشتم:)البته من رشته ام کامپیوتره و خیلی چیزا رو فراموش کردم ولی دیروز یکی از فامیلای همسرم اومده بود پیششون و داشت از کارهایی که با هوش مصنوعی کرده بود میگفت، و منم به غرورم برخورد که اون بتونه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: تاريخ: پنجشنبه 22 مرداد 1405 ساعت: 15:08

پست 27
دوشنبه پنجم مرداد ۱۴۰۵ | 13:43 | Openmind -

گفتم بهتون ایونت لیپ گلاس رفتم.. اونجا یه دوست پیدا کردم، دختر بدی نبود اهل کرمان بود، با شوهرش مهاجرت کرده بودن مشهد

حالا دیروز داشتم باهاش صحبت میکردم پرسید ایونت اریال رو نمیای؟ (اریال یه مدل رقصه که با طناب آویزونی از سقف)

بنظرتون اگه بخوام دوستی باهاش رو ادامه بدم باید برم؟ البته بدم نمیاد برم فقط از اینکه زیادی پول خرج کنم میترسم

تراپیستم گفته باید تمرین کنی پول خرج کردن رو، پس شایدم بهتر باشه برم

برچسب: نویسنده: تاريخ: پنجشنبه 22 مرداد 1405 ساعت: 15:08

پست ۲۹ شنبه هفدهم مرداد ۱۴۰۵ | 12:2 | Openmind - دارم کتاب "فضیلت کناره گرفتن" رو میخونم، یکم کتاب ثقیلیهجلسات تراپیم رو هفته پیش کردم یک جلسه در هفته (تا قبلش دو جلسه در هفته بود)و یکم حس دلتنگی و غم دارم، حسی مشابه برک آپ کردندر زمان حاضر صبح با صالی رفتیم بیرون صبحونه خوردیم تو سجاد، خیلی جای شیکی نبود برخلاف محله‌اش، ولی املتش خوشمزه بودصالی چند روز دیگه قراره یه نفر رو ببینه که ببینه از هم خوششون میاد یا نه، که اگه اومد بعد خانواده ها همو ببینن. امروز هم میخواست لباس بخره واسه اون ملاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: تاريخ: پنجشنبه 22 مرداد 1405 ساعت: 15:08

پست ۳۰ شنبه هفدهم مرداد ۱۴۰۵ | 12:9 | Openmind - واسه حمید مرغ درآوردماین هفته چهارشنبه پنجشنبه تعطیله، دستیارم رفته مسافرت، منم سعی کردم خیلی گشاد گشاد مشتری وقت بدم، اگرچه برام سخت بود نه گفتن به بقیه (میترسم دیگه برن از پیشم)با این حال دوتا از مشتریام کنسل کردن امروز رو و فقط فریبا میاد، ساعت ۳فریبا چند روز پیشا مادرش رو از دست داد و خیلی ناراحتهبعدش هم با حمید میخوایم بریم وسایل خونه بخریم، احتمالا جاروبرقی و خردکن اینا امروز بگیریمدیشب تو خوابم سپهر خلسه رو دیدم:*ماشینش پراید بود بندهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: تاريخ: پنجشنبه 22 مرداد 1405 ساعت: 15:08

پست ۳۱ دوشنبه نوزدهم مرداد ۱۴۰۵ | 13:56 | Openmind - دیشب عموم اینا مهمونمون بودندر روز جاری با مامان رفتیم صبحونه امشب میخوام حمید رو سوپرایز کنم ولی خودش خبر داره:) تنها کسی که خبر نداره بقیه‌ان:)سارا عمل کرده تازگی، واسه همین اونا نمیتونن بیاندیشب کلاس دوتار بد زدم، بعد متوجه شدم استادم اونقدری که من با خودم سختگیرم، سختگیر نیست، داشتم میگفتم خوش بحالش، احتمالا یه دلیل موفقیتش هم همین گفتگوی درونی مهربانش با خودش باشهاین روزا گاهی طرحواره هام خیلی میاد بالا (خصوصا نقص و شرم، آسیب پذیری،ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: تاريخ: پنجشنبه 22 مرداد 1405 ساعت: 15:08

پست ۳۲ سه شنبه بیستم مرداد ۱۴۰۵ | 12:20 | Openmind - دیشب واسه حمید سوپرایز تولد گرفتیم توی زی کلاببا اینکه خودش میدونست ولی خیلی خوشحال شد و تشکر میکرد (بچم خیلی دوست داشت براش سوپرایز بگیرن)در زمان حاضر کتاب "فضیلت کناره گرفتن" رو تموم کردم، یکم ثقیل بودبه رایتل زنگ زدم، گفتن ضعیف بودن نتت ربطی به ترابرد نداره، احتمالا تازگی وی پی ان نوینی نریختی؟ گفتم ای‌ی‌ی‌ی‌ی دل غااااافل.... کار همین وی پی ان نویناس که حرف هم پشتشون زیاده و معلوم نیست مال کینرفتم وی پی ان هارو force stop کردم و اوکی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: تاريخ: پنجشنبه 22 مرداد 1405 ساعت: 15:08

دنبال یه شغل به عنوان تریدرم ولی لامصب اصلا موقعیت مناسبی به تورم نمیخوره

ترید رو بلدم ها، و به لحاظ فنی اونقد بلد هستم که نیاز نباشه واسه جایی کار کنم ولی جرات ترید کردن رو ندارم (به علاوه یسری تجربه ها رو)

برآیندم انقد خوبه که یکی از جاهایی که واسش رزومه فرستادم گفت اگه واقعا انقد خوبی که چه نیازی داری به کار کردن برای بقیه؟ ولی مسئله اینه که من هر از چند ماهی ممکنه یبار ترید بکنم

ولی موضوع اینه که چون مطمئن نیستم هربار اونقد خوب دربیاد، هر دفعه فقط با حدود 5 الی 10 دلار ترید میکنم و این مبلغ آدم رو واقعا به جایی نمیبره

نیاز دارم پیش یکی واقعی ترید کنم، کسی که ازش یاد بگیرم حتی اگه به رایگان پیشش کار کنم

کسی که کریپتو کار کنه و خودش بلده باشه

ولی لامصب همچین کسی توی شهرم اصلا پیدا نمیشه

Openminder بر وزن Oppenheimer

B L O G F A . C O M

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: تاريخ: 1405/4/22 ساعت: 13:01

یه گربه داریم تو محله مون این به نصف گربه های محل داده:|

هر روز خدا این فحله و صداش میاد:/

یه روز آخر خودم باید ببرمش دامپزشکی و عقیمش کنم

Openminder بر وزن Oppenheimer

B L O G F A . C O M

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: تاريخ: 1405/4/22 ساعت: 13:01

صفحه بندی